خلاصه داستان : هنگامی که سان ووکونگ با استادش تانگ سازانگ به سفری به سمت غرب می روند تا متون معنوی بودا را بازگردانند، استاد سازانگ مدام او را درباره کشتن کورکورانه مردم سین جیم میکند و این سوالات باعث ایجاد فاصله ای میان آن ها میشود. روزی آنها به سمت روستایی عزیمت پیدا میکنند و در آنجا با روباه زیبایی به نام زیااوکی آشنا میشوند. برادر بزرگتر زیااوکی به راز تانگ سازانگ و سه شاگردش پی میبرد و میخواهد عمر زیااوکی را طولانی تر کند اما…