روزی روزگاری در زمانهای دور و در مکانی غریب و ناشناخته، جنگلی بود زیبا، مسحور کننده، ساکت و آرام. آرامش این جنگل اما با حضور یک گرگ به هم میریزد. گرگ حریص قول و قرارش را میشکند و تصمیم میگیرد دوباره دست به شکار بزند. پس شنگول، منگول، حبه انگور، باب خرگوشه و مادرشان تصمیم میگیرند در مقابل گرگ بدجنس و همدستانش بایستند و آرامش را دوباره به جنگل بازگردانند...